jag (2)
معنی کامل و مثالها
/jag/n.
● (محلی- به ویژه در مورد هیزم یا کاه و غیره) بار کوچک، بارچه، مقدار کم
● (خودمانی) مستی، کیفوری، نشئه
● مشروبخوری مفرط
● دوران فعالیت شدید، عمل شدید و بلا اراده
a crying jag
(مدت) گریهی بیاختیار
/jag/n.
● (محلی- به ویژه در مورد هیزم یا کاه و غیره) بار کوچک، بارچه، مقدار کم
● (خودمانی) مستی، کیفوری، نشئه
● مشروبخوری مفرط
● دوران فعالیت شدید، عمل شدید و بلا اراده
a crying jag
(مدت) گریهی بیاختیار
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن