دیکشنری فارسی

janissary

معنی فارسی

ينگي چري،سرباز،

سرباز پياده نظام که در زمره پاسبانان سلطان

عثماني بود .

تعریف انگلیسی

noun
  1. a loyal supporter “every politician has a following of janissaries”
noun
  1. a Turkish soldier

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن