دیکشنری فارسی

janizary

معنی فارسی

سربازپياده نظامکه درزمره پاسبانسلطانبود،

سرباز، سپاهي

سرباز عثماني

پيرو مطيع و وفادار، پيرو حلقه به گوش

معنی کامل و مثال‌ها

/jan´i zer´ē/n., pl.

(از ریشه‌ی ترکی و فارسی)

(در اصل) سرباز پاسدار سلطان عثمانی

سرباز عثمانی

پیرو مطیع و وفادار، پیرو حلقه به‌گوش (janissary هم می‌گویند)

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن