janizary
معنی فارسی
سربازپياده نظامکه درزمره پاسبانسلطانبود،
سرباز، سپاهي
سرباز عثماني
پيرو مطيع و وفادار، پيرو حلقه به گوش
معنی کامل و مثالها
/jan´i zer´ē/n., pl.
● (از ریشهی ترکی و فارسی)
● (در اصل) سرباز پاسدار سلطان عثمانی
● سرباز عثمانی
● پیرو مطیع و وفادار، پیرو حلقه بهگوش (janissary هم میگویند)