jar (2)
معنی کامل و مثالها
/jär/n.
● (از ریشهی عربی)
● (ظرف شیشهای یا سفالی یا سنگی دهان گشاد و معمولا استوانهای و بدون گردن) بستو، بستک، بانکه، خمره، شیشه
pickle jar
بستوی ترشی
a jam jar
شیشهی مربا
● به اندازهی یک بستو (jarful هم میگویند)
they sell pickles by the jar
آنها ترشی را در بستو (یا شیشههای دربسته) میفروشند.