دیکشنری فارسی

jar (3)

معنی کامل و مثال‌ها

/jär/n.

● (قدیمی) چرخش، گردش

* on the jar

(در و پنجره) نیمه باز

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن