دیکشنری فارسی

jarl

معنی فارسی

رئيس دانمارکي رئيس نروژي

معنی کامل و مثال‌ها

/yärl/n.

● (اسکاندیناوی باستان) سر کرده، سالار

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن