javelin throw معنی فارسی پرتاب نيزه واژههای دیگر با معنی «پرتاب نيزه» throwing the javelin پرتاب نيزه throwing circle دايره پرتاب نيزه spearfish ماهيگيري با پرتاب نيزه spear gun وسيله پرتاب نيزه ماهيگيري hop step طرز گام برداشتن در پرتاب نيزه finish crossover طرز قرار گرفتن پا نزديک نقطه پرتاب نيزه finish style طرز قرار گرفتن پا نزديک نقطه پرتاب نيزه deathlon مسابقه دهگانه شامل دو 100 متر و دو 400، طول و دو 1500 متر و دو 110 متر با مانع، و پرش طول و پرتاب ديسک و پرش با نيزه و stopboard تخته مستطيل پشت چاله پرش با نيزه، تخته لبه دايره پرتاب وزنه