دیکشنری فارسی

jawbreaker

UKdʒɔːbreikər

معنی فارسی

ماشين داراي دو فک که سنگ و غيره را خرد

ميکند، سنگ شکن، سنگ خرد کن

آب نبات گرد و سخت

مغلق، فک شکن، واژه ي دهان پيچ

معنی کامل و مثال‌ها

/-brā´kǝr/n.

(ماشین دارای دو فک که سنگ و غیره را خرد می‌کند) سنگ شکن، سنگ خرد کن

آب نبات گرد و سخت

(واژه‌ای که تلفظ آن مشکل است) مغلق، فک‌شکن، واژه‌ی دهان پیچ

ریشه و کاربرد

ریشه

From 'jaw' + 'breaker', implying something so hard as to potentially break one's jaw.

مثال

  • The child had a hard time eating the jawbreaker due to its size.
  • Jawbreakers are popular at the candy store.
  • She bought a jawbreaker from the local shop.

ترکیب‌های رایج

Eat a jawbreaker Buy a jawbreaker Chew a jawbreaker Large jawbreaker

تعریف انگلیسی

noun
  1. a large round hard candy
  2. a word that is hard to pronounce

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن