دیکشنری فارسی

jeopard

معنی فارسی

بمخاطره انداختن

معنی کامل و مثال‌ها

/jep´ǝrd/vt.

● (نادر) رجوع شود به: jeopardize

مترادف‌ها

verb active
Hazard, imperil, peril, endanger, jeopardize, risk, put in jeopardy, put at hazard, put at risk.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن