jerky (1)
معنی کامل و مثالها
/ju_rk´ē/adj.
● وابسته به حرکت لقوه مانند یا ناگهانی، لقوهای، پر تکان
the jerky movements of a robot
حرکات تکانه دار آدمک ماشینی
the sick man spoke jerkily
مرد بیمار بریده بریده حرف میزد.
● (خودمانی) پست، نابکار، ناکس، سالوس