jettison
US'dʒetısən
معنی فارسی
بدريا ريزي کالا ي کشتي ،
(مج.) از شر چيزي راحت شدن ، بيرون افکندن.
معنی کامل و مثالها
/jet´ǝ sǝn, -zǝn/n., vt.
● (هنگام خطر برای کشتی و هواپیما و غیره: بیرون انداختن محموله برای سبک سازی) آبافکند، دریا افکند، بر افکند، برون افکند
● رجوع شود به: jetsam
● بیرون افکندن، دور انداختن، برآب افکندن، بر افکندن، آب افکند کردن
we had to jettison the cargo to make the plane lighter
مجبور شدیم برای سبک کردن هواپیما بارها را بیرون بیاندازیم.
● از شر چیزی راحت شدن، کنار گذاشتن
the government has to jettison its old management practices
دولت باید روشهای قدیمی مدیریت را به دور بیاندازد.
تعریف انگلیسی
verb
- throw away, of something encumbering “Somebody ----s something”
- throw as from an airplane “Somebody ----s something”