دیکشنری فارسی

jettison

US'dʒetısən

معنی فارسی

بدريا ريزي کالا ي کشتي ،

(مج.) از شر چيزي راحت شدن ، بيرون افکندن.

معنی کامل و مثال‌ها

/jet´ǝ sǝn, -zǝn/n., vt.

● (هنگام خطر برای کشتی و هواپیما و غیره: بیرون انداختن محموله برای سبک سازی) آب‌افکند، دریا افکند، بر افکند، برون افکند

● رجوع شود به: jetsam

● بیرون افکندن، دور انداختن، برآب افکندن، بر افکندن، آب افکند کردن

we had to jettison the cargo to make the plane lighter

مجبور شدیم برای سبک کردن هواپیما بارها را بیرون بیاندازیم.

● از شر چیزی راحت شدن، کنار گذاشتن

the government has to jettison its old management practices

دولت باید روش‌های قدیمی مدیریت را به دور بیاندازد.

تعریف انگلیسی

verb
  1. throw away, of something encumbering “Somebody ----s something”
  2. throw as from an airplane “Somebody ----s something”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن