دیکشنری فارسی

jetty (1)

معنی کامل و مثال‌ها

/jet´ē/n., pl.

● موج شکن، دیواره‌ی دریایی (یا رودخانه‌ای و غیره)

● اسکله، بار انداز، کرپی (معمولا از pier کوچکتر است)

● (معماری) سایبان یا بخش بیرون زده و آویخته‌ی ساختمان، پیش‌آمدگی

● (مانند موج شکن یا سایبان) بیرون زدن، بر آمدن، برآمدگی داشتن

the municipal pier jetties out nearly a kilometer into the lake

اسکله‌ی شهرداری تقریبا یک کیلو متر در دریاچه پیش می‌رود.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن