jib (1)
معنی کامل و مثالها
/jib/n.
● (در جرثقیل و غیره) بازویی، بازوی گردان، بازوی متحرک
● (دکل حفاری و غیره) دیرک، دکل، تیر اصلی
/jib/n.
● (در جرثقیل و غیره) بازویی، بازوی گردان، بازوی متحرک
● (دکل حفاری و غیره) دیرک، دکل، تیر اصلی
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن