دیکشنری فارسی

jibe (1)

معنی کامل و مثال‌ها

/jīb/n., vi., vt.

● (بادبان‌های جلو و عقب کشتی) از یک سو به سوی دیگر چرخاندن، جهت بادبان‌ها را ناگهان عوض کردن

● جهت کشتی را عوض کردن (تا اینکه بادبان‌ها نیز جهتشان عوض شود)، سو چرخی کردن

● (عامیانه) با هم توافق داشتن، با هم خواندن

these accounts don't jibe

این حساب‌ها با هم نمی‌خواند.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن