دیکشنری فارسی

jigger (2)

معنی کامل و مثال‌ها

/jig´ǝr/n.

● آدمی که رقص تند و شاد می‌کند، کسی که جیگ می‌رقصد

● (پیمانه یا گیلاس کوچک معمولا به ظرفیت یک و نیم انس که با آن مشروبات الکلی قوی را می‌نوشند یا می‌سنجند) گیلاس (عرق خوری)، استکان

● (هر اسباب یا ابزار و غیره که نام آن فراموش شده باشد) چیز، فلان، اون، فلان چیز

● (ماهی‌گیری با قلاب) طعمه‌ی جهنده

● (هر دستگاهی که با حرکات ورجه وورجه مانند کار کند) دستگاه ورجگر، تکانکار

● (کشتی) دیرک و طناب (که با آن چیز بلند می‌کنند)، بار بردار

● (کشتی) بادبان عقب کشتی

● رجوع شود به: jiggermast

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن