دیکشنری فارسی

jiggle

معنی فارسی

تکان اهسته جنبش اهسته تکان دادن.

معنی کامل و مثال‌ها

/jig´ǝl/n., vt., vi.

● حرکت ورجه ورجه مانند، جهش مندی (به بالا و پایین یا پس و پیش )، جهمندی، لوشگری، جنبانش، لقی

● ورجه وورجه کردن، (تند) به پس و پیش (یا بالا و پایین) رفتن، جهمندی کردن، ورجیدن، (کاشانی) لوشیدن، جنباندن، لقاندن

he jiggled the cup to mix the milk and coffee

برای مخلوط کردن شیر و قهوه فنجان را تکان تکان داد.

jiggle the key in the lock until it opens

کلید را در سوراخ قفل بجنبان تا باز شود.

تعریف انگلیسی

verb
  1. a slight irregular shaking motion
  2. move to and fro “Don't jiggle your finger while the nurse is putting on the bandage!” “Something ----s” “Somebody ----s” “Somebody ----s something”

واژه‌های دیگر با معنی «تکان اهسته»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن