دیکشنری فارسی

jimmy

UKdʒimiː US'dʒımı

معنی فارسی

ديلمدزدان، ديلم

در يا پنجره را به زور باز کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/jim´ē/n., pl.

دیلم کوتاه (که دزدان با آن در و پنجره را باز می‌کنند)

(با دیلم یا ابزار همانند) در یا پنجره را به زور باز کردن (jemmy هم می‌گویند)

he jimmied the window and tiptoed in

او پنجره را با دیلم باز کرد و پاورچین داخل شد.

ریشه و کاربرد

Noun, Verb

A short crowbar. Verb: To force open with a jimmy or similar tool.

ریشه

Possibly from the name 'Jimmy' as a typical name for a common man.

مثال

  • He used a jimmy to open the door.
  • The burglar had a jimmy in his bag.
  • He tried to jimmy the lock.

ترکیب‌های رایج

Jimmy a lock Jimmy a door Jimmy a window Use a jimmy

واژه‌های دیگر با معنی «ديلمدزدان»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن