دیکشنری فارسی

job (2)

معنی کامل و مثال‌ها

/jäb/n., vt., vi.

● (محلی) رجوع شود به: jab

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن