دیکشنری فارسی

job lot

معنی فارسی

ته مانده انبار ، مجموعه کالاهايي که در

يک مرحله توليد ميگردد

معنی کامل و مثال‌ها

● یک دسته (یا محموله و غیره) کالا (که یک‌جا فروخته می‌شود)

● (کالا و غیره) دسته، مجموعه (به‌ویژه از جنس نامرغوب)

تعریف انگلیسی

noun
  1. a miscellaneous collection of things sold together

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن