jobber
UKdʒɔbər
معنی فارسی
کسيکه کار جمله قبول ميکند
مقاطعه کار ، دلال
معنی کامل و مثالها
/jäb´ǝr/n.
● بنکدار، عمدهفروش، خریدار عمده (که از تولیدکننده میخرد و به فروشگاه میفروشد)
● مزدکار، مقاطعهکار، کارگر قراردادی، انجامدهندهی کارهای متفرقه
● (انگلیس) دلال سهام، کارگزار بورس (که با مشتریان خردهپا سر و کار ندارد: با broker فرق دارد)
تعریف انگلیسی
noun
- someone who buys large quantities of goods and resells to merchants rather than to the ultimate customers