دیکشنری فارسی

jobber

UKdʒɔbər

معنی فارسی

کسيکه کار جمله قبول ميکند

مقاطعه کار ، دلال

معنی کامل و مثال‌ها

/jäb´ǝr/n.

● بنکدار، عمده‌فروش، خریدار عمده (که از تولیدکننده می‌خرد و به فروشگاه می‌فروشد)

● مزدکار، مقاطعه‌کار، کارگر قراردادی، انجام‌دهنده‌ی کارهای متفرقه

● (انگلیس) دلال سهام، کارگزار بورس (که با مشتریان خرده‌پا سر و کار ندارد: با broker فرق دارد)

تعریف انگلیسی

noun
  1. someone who buys large quantities of goods and resells to merchants rather than to the ultimate customers

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن