دیکشنری فارسی

jobbery

معنی فارسی

سودجوئي ، سوء استفاده ،

کارهاي مزدي يا مقاطعه

معنی کامل و مثال‌ها

/jäb´ǝrē/n.

● (انگلیس) زد و بند، سو استفاده (در امور عمومی)، اختلاس

تعریف انگلیسی

noun
  1. corruptness among public officials

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن