دیکشنری فارسی

jog (2)

معنی کامل و مثال‌ها

/jäg/n., vi.

● برآمدگی (به‌ویژه با زوایای حاده)، برجستگی

● (مسیر یا جهت) تغییر تند و ناگهانی، دگرسویی شدید

● (جاده و مسیر و غیره) ناگهان تغییر جهت دادن، پیچ تند داشتن

here the road jogs to the left

در اینجا راه به چپ می‌پیچد.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن