joggle (2)
معنی کامل و مثالها
/jäg´ǝl/n., vt.
● (نجاری و سنگتراشی: در یک تکه برآمدگی و در تکهی دیگر فرورفتگی ایجاد کردن تا خوب با هم جفت شوند) زبانه و مادگیدار کردن، همدندانه کردن
● برجستگی یا فرورفتگی، زبانه یا مادگی، (آجر و سنگ و غیره) بریدگی (برای جلوگیری از لغزش)، نر و مادگی، فاق و زبانه
● رجوع شود به: dowel