دیکشنری فارسی

joinder

معنی فارسی

ورود در دعوا، پيوستگي، پيوستن

ادعاي مشترک، اتحاد شاکيان يا متهمان،

تلفيق روشها

معنی کامل و مثال‌ها

/join´dǝr/n.

● اتصال، همبست، همبندی، تلاقی، پیوستگی

● (حقوق) ادعای مشترک، اتحاد شاکیان یا متهمان، تلفیق روش‌ها

واژه‌های دیگر با معنی «ورود در دعوا»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن