joint space معنی فارسی محل اتصال محل لحيم واژههای دیگر با معنی «محل اتصال» switchyard محل اتصال يا تعويض واگنها. fish joint محل اتصال دو خط اهن يا دوتير. apophyge محل اتصال ستون به پايه يا سرستون moored mine مين خوشه اي، ميني که با سيم يا طناب به محل اتصال خود، وصل شده باشد يا در آب معلق باشد acetabulum کاسه مفصل، حاق الفخه، کاسه ران حشره