دیکشنری فارسی

josh

UKdʒɔʃ USdʒɔʃ

معنی فارسی

کسي را دست انداختن ، شوخي کردن ، متلک.

معنی کامل و مثال‌ها

/jäsh/vt., vi., n.

● (دوستانه) دست‌انداختن، شوخی کردن‌با، گواژ کردن، لاغیدن

● (عامیانه) شوخی، گواژ، لاغ

تعریف انگلیسی

verb
  1. be silly or tease one another “After we relaxed, we just kidded around” “Somebody ----s” “Somebody ----s somebody (for: chaff)” “Somebody ----s somebody (for: kid)”

واژه‌های دیگر با معنی «کسي را دست انداختن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن