josh
UKdʒɔʃ
USdʒɔʃ
معنی فارسی
کسي را دست انداختن ، شوخي کردن ، متلک.
معنی کامل و مثالها
/jäsh/vt., vi., n.
● (دوستانه) دستانداختن، شوخی کردنبا، گواژ کردن، لاغیدن
● (عامیانه) شوخی، گواژ، لاغ
تعریف انگلیسی
verb
- be silly or tease one another “After we relaxed, we just kidded around” “Somebody ----s” “Somebody ----s somebody (for: chaff)” “Somebody ----s somebody (for: kid)”