دیکشنری فارسی

journalist

UKdʒəːnəlist US'dʒə:nələst

معنی فارسی

روزنامه نگار نويسنده گزارش روزانه

معنی کامل و مثال‌ها

/-ist/n.

روزنامه‌نگار، آگه‌فرست، آگه‌رسان

a radio journalist

خبرنگار رادیو

تعریف انگلیسی

noun
  1. a writer for newspapers and magazines
  2. someone who keeps a diary or journal

واژه‌های دیگر با معنی «روزنامه نگار»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن