دیکشنری فارسی

jubilee

UKdʒuːbiliː US'dʒu:bə'li:

معنی فارسی

جشن روزشادي روز آزادي

معنی کامل و مثال‌ها

/jōō´bǝ lē´, jōō´bǝ lē´/n.

● (تاریخ یهود: جشنی که هر پنجاه سال یک بار برگزار می‌شد و طی آن همه‌ی بردگان آزاد و زمین‌های رهن‌گذاری‌شده مسترد و کشتزارها آیش می‌شد و غیره) یوبیل

● (به‌ویژه 50 یا 25 ساله) سالروز، بزرگداشت، برگزاری، جشن 50 ساله، جشن 25 ساله

● عید، جشنواره، موسم شادی، فصل سرور

● شادمانی، دست‌افشانی، سرمستی و شادی

● (کلیسای کاتولیک) سال توبه و بخشایش گناهان (که توسط کلیسا تعیین و اعلام می‌شود- اگر 25 سال یک بار باشد آن را ordinary jubilee می‌نامند)

تعریف انگلیسی

noun
  1. a special anniversary (or the celebration of it)

مترادف‌ها

noun
Season of rejoicing.

واژه‌های دیگر با معنی «جشن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن