پرش به محتوا
دیکشنری فارسی
جستوجوی واژه
بگرد
judge-made
معنی کامل و مثالها
/juj´mād´/adj.
●
(توسط قاضی) داوریشده، تفسیر شده، حکم شده
همین دیکشنری روی گوشی
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن