juice
معنی فارسی
اب ميوه شيره عصاره شربت جوهر.
معنی کامل و مثالها
/jōōs/n., vt., vi.
● آب سبزی یا میوه، افشره، شیره، آب ـ، خوشاب
orange juice
آب پرتقال
apple juice
آب سیب
tomato juice
آب گوجهفرنگی
carrot juice
آب هویج
● (آب یا شیرهی بافت و اندام حیوان و انسان) شیره، عصیر، عصاره
meat juices
عصارههای گوشت
gastric juice
شیرهی معده، عصیر معدی
● (آب و شیره یا اسانس هر چیز) جوهر، روح، لب، جان، نیرو
an old man full of juice and warmth
پیرمردی پر از نیرو و حرارت
● (خودمانی) برق
there is no juice in this wire
این سیم برق ندارد.
● (خودمانی) بنزین، روغن (هرگونه سوخت آبگونه)
half way to Kashan our car ran out of juice
در نیمه راه کاشان بنزین ماشینمان تمام شد.
● (خودمانی ـ معمولا با: the) مشروب الکلی
● (امریکا- خودمانی) بهرهی زیاد (بروام)، ربح اجحافآمیز
● (خودمانی) نفوذ، قدرت
● آب میوه (یا سبزی و غیره را) گرفتن، شیره یا عصارهی چیزی را گرفتن
● (خودمانی) مشروب الکلی خوردن (به افراط)
* juice up
نیروی تازه یا حرارت تازه بخشیدن به، پرهیجانتر یا جالبتر کردن، رمق دادن
تعریف انگلیسی
- the liquid part that can be extracted from plant or animal tissue by squeezing or cooking
- energetic vitality “her creative juices were flowing”
- electric current “when the wiring was finished they turned on the juice”
- any of several liquids of the body “digestive juices”
مترادفها
noun
1. Sap.
2. Fluid part, fluid.