دیکشنری فارسی

julienne

معنی فارسی

ابگوشتي که سبزي يا خلال هويج دران بريزند،

آبگوشت سبزيجات

باريک باريک بريدن، نواره کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/jōō´lē en´/n., adj.

● سوپ سبزی

● (آشپزی: در مورد سبزی و گوشت و پنیر و غیره) باریک باریک بریده شده، لایه لایه

تعریف انگلیسی

verb
  1. a vegetable cut into thin strips (usually used as a garnish)
  2. a clear soup garnished with julienne vegetables
  3. cut into long thin strips “julienne the potatoes” “Somebody ----s something” “Something ----s something” “The chefs julienne the vegetables”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن