jumpy
UKdʒʌmpiː
US'dʒʌmpı
معنی فارسی
جهنده عصباني غلغلکي بيقرار حساس بيقرار کننده هيجاناور عصبي زودانگيخته رموک چموش
معنی کامل و مثالها
/jum´pē/adj.
● جهنده، جهشگر، ورجهکننده
● عصبی، زودانگیخته، رموک، چموش
تعریف انگلیسی
adjective
- being in a tense state
- causing or characterized by jolts and irregular movements “a rough ride”