دیکشنری فارسی

juniper

UKdʒuːnipər US'dʒu:nəpə

معنی فارسی

درختاردج، عرع، سرو کوهي، جرجري، ابهل

رجوع شود به retem

معنی کامل و مثال‌ها

/jōō´ni pǝr/n.

● (گیاه‌شناسی) ارس، پیرو، اربس، (درختان و بته‌های همیشه‌سبز از جنس Juniperus و خانواده‌ی cypress که چوب خوشبو دارند و روغنی که از کاج‌های آنها گرفته می‌شود کاربرد دارویی و غیره دارد)

● رجوع شود به: retem

تعریف انگلیسی

noun
  1. desert shrub of Syria and Arabia having small white flowers; constitutes the juniper of the Old Testament; sometimes placed in genus Genista
  2. coniferous shrub or small tree with berrylike cones

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن