دیکشنری فارسی

junkyard

US'dʒʌŋk'jɑ:d

معنی فارسی

اسقاطگاه گورستان اتومبيل قراضه فروشي اسقاطي

معنی کامل و مثال‌ها

/-yärd´/n.

● (جایی که در آن اشیای قراضه و دور انداخته‌شده را اوراق می‌کنند و یا طبقه‌بندی کرده و می‌فروشند) اسقاطگاه، گورستان اتومبیل، قراضه‌فروشی، اسقاطی

ریشه و کاربرد

ریشه

From 'junk' + 'yard'. First known use in 1869.

مثال

  • He found the spare parts in a junkyard.
  • The old car was sent to the junkyard.
  • The city is turning into a junkyard.

ترکیب‌های رایج

Car junkyard Metal junkyard City junkyard Junkyard dog

تعریف انگلیسی

noun
  1. a field where junk is collected and stored for resale

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن