jury (1)
معنی کامل و مثالها
/joor´ē/n., pl.
● هیئت منصفهی دادگاه، دادوران
to sit on a jury
جزو هیئت منصفهی دادگاه (دادوران) بودن
the jury returned the verdict of not guilty (or guilty)
هیئتمنصفهی دادگاه (دادوران) حکم برائت (یا محکومیت) را صادر کرد(ند).
the jury is still out
هیئت منصفهی دادگاه (دادوران) هنوز رای نداده است.
trial by jury
دادرسی با هیئت منصفه (دادوران)
● (در مسابقات و غیره) هیئت داوران، داوران
the jury announced the winner
داوران برنده را اعلام کردند.