jury-man معنی فارسی عضو هيات منصفه واژههای دیگر با معنی «عضو هيات منصفه» juror عضو هيات منصفه challenging a juror جرح عضو هيات منصفه talesman عضو عليالبدل هيات منصفه ي دادگاه withdrawing a juror حذف يکي از دوازده عضو هيات منصفه peremptory challenge رد عضو هيات منصفه به وسيله يکي از، اصحاب دعوي بدون ذکر دليل خاص principal challenger رد عضو هيات منصفه با دليل قابل قبول