دیکشنری فارسی

justiciar

معنی فارسی

کسيکه امور قضايي و سياسي را عهده دارد

معنی کامل و مثال‌ها

/-ǝr/n.

● رجوع شود به: justiciary

تعریف انگلیسی

noun
  1. formerly a high judicial officer

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن