دیکشنری فارسی

kamikaze

US'kɔmə'kɔzı

معنی فارسی

کاميکازه هواپيماهاي خودکشي ژاپني

معنی کامل و مثال‌ها

/kä´mǝ kä´zē/adj., n.

● (ژاپنی)

● کامی کازی (خلبان فدایی که هواپیمای خود را پر از بمب کرده به کشتی دشمن می‌زند)

● هواپیمای کامی کازی

● وابسته به خودکشی فداکارانه، جانفشانانه، پیشمرگانه، پیشمرگ، جانفشان

the city's kamikaze taxi drivers

رانندگان از جان گذشته‌ی تاکسی‌های شهر

● آدم از جان گذشته، آدم بی‌پروا، آدم جانباز، آدم بی‌کله

ریشه و کاربرد

ریشه

From Japanese 'kamikaze', meaning 'divine wind'.

مثال

  • Kamikaze pilots were known for their extreme bravery and sacrifice.
  • The kamikaze attacks were a desperate strategy employed by Japan.
  • The kamikaze pilots aimed to crash their planes into enemy ships.

تعریف انگلیسی

noun
  1. a fighter plane used for suicide missions by Japanese pilots in World War II
  2. a pilot trained and willing to cause a suicidal crash

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن