دیکشنری فارسی

karma

UKkɑːmə US'kɑ:mə

معنی فارسی

(دردين بودا) حاصل کردار....مي کند ، سرنوشت ،

تقديري که نتيجه کرداراست

معنی کامل و مثال‌ها

/kär´mǝ, ku_r´-/n.

(در مذهب بودا و مذهب هندوها) کارما (مجموع اعمال هر شخص در عمرهای مختلف او ـ این مجموع سرنوشت او را در عمر بعدی تعیین می‌کند)

(عامیانه) سرنوشت، قضا و قدر

ریشه و کاربرد

Noun

The sum of a person's actions in one of their successive states of existence, viewed as deciding their fate in future existences.

ریشه

Derived from the Sanskrit word 'karman' meaning 'action' or 'deed'.

مثال

  • According to Hinduism, good karma leads to a better future life.
  • She believes in the concept of karma and tries to live a virtuous life.
  • Karma is often associated with the idea of cause and effect.

واژه‌های دیگر با معنی «(دردين بودا) حاصل کردار....مي کند»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن