karyo-
معنی فارسی
پيشونديست مبعني هسته که با کلمات ديگر ترکيب ميشود
معنی کامل و مثالها
/kar´ē ō´/
● پیشوند:
● هستهی میوه، هستهی گردو (یا پسته یا فندق و غیره)
● (زیستشناسی) هستهی یاخته [karyolymph]
پيشونديست مبعني هسته که با کلمات ديگر ترکيب ميشود
/kar´ē ō´/
● پیشوند:
● هستهی میوه، هستهی گردو (یا پسته یا فندق و غیره)
● (زیستشناسی) هستهی یاخته [karyolymph]
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن