kayak
US'kaıæk
معنی فارسی
يکجورکرجي اسکيمويي که از چوب درست کرده
باپوست خوک ابي مي پوشانند
معنی کامل و مثالها
/kī´ak´/n., vi.
● کایاک (قایق کوچک اسکیموها که از پوست درخت یا حیوان که بر چهارچوب سوار کردهاند درست میشود ـ امروزه کایاکها را با پلاستیک یا برزنت میپوشانند و کایاک رانی یک نفره یادونفره به صورت ورزش درآمده است)
● کایاک رانی کردن
we went out kayaking in the river
ما برای کایاک رانی به رودخانه رفتیم.