دیکشنری فارسی

kayak

US'kaıæk

معنی فارسی

يکجورکرجي اسکيمويي که از چوب درست کرده

باپوست خوک ابي مي پوشانند

معنی کامل و مثال‌ها

/kī´ak´/n., vi.

● کایاک (قایق کوچک اسکیموها که از پوست درخت یا حیوان که بر چهارچوب سوار کرده‌اند درست می‌شود ـ امروزه کایاک‌ها را با پلاستیک یا برزنت می‌پوشانند و کایاک رانی یک نفره یادونفره به صورت ورزش درآمده است)

● کایاک رانی کردن

we went out kayaking in the river

ما برای کایاک رانی به رودخانه رفتیم.

تعریف انگلیسی

verb
  1. a small canoe consisting of a light frame made watertight with animal skins; used by Eskimos
  2. travel in a small canoe “we kayaked down the river” “Somebody ----s”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن