دیکشنری فارسی

kayak

US'kaıæk

معنی فارسی

يکجورکرجي اسکيمويي که از چوب درست کرده

باپوست خوک ابي مي پوشانند

معنی کامل و مثال‌ها

/kī´ak´/n., vi.

کایاک (قایق کوچک اسکیموها که از پوست درخت یا حیوان که بر چهارچوب سوار کرده‌اند درست می‌شود ـ امروزه کایاک‌ها را با پلاستیک یا برزنت می‌پوشانند و کایاک رانی یک نفره یادونفره به صورت ورزش درآمده است)

کایاک رانی کردن

we went out kayaking in the river

ما برای کایاک رانی به رودخانه رفتیم.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن