دیکشنری فارسی

keel (3)

معنی کامل و مثال‌ها

/kēl/vt.

● (محلی) آبگونه‌ی گرم را با هم‌زدن (و غیره) سرد کردن

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن