keep goal معنی فارسی دروازه باني واژههای دیگر با معنی «دروازه باني» tend goal دروازه باني، حفظ دروازه standup goalie دروازه باني ايستاده octroi ماليات دم دروازه، دروازه باني، نواقل goaltending دست زدن به توپي که توسط حريف به طرف حلقه، پرتاب شده است و دارد سير نزولي خود، را طي ميکند