keratose
معنی فارسی
شاخي داراي ليفهاي شاخي جسم شاخي اسفنج
معنی کامل و مثالها
/ker´ǝ tōs´/adj.
● شاخی، شاخینهای، شاخسان
● (در برخی اسفنجها و بیمهرگان: دارای مواد شاخی در اسکلت) شاخینهدار
شاخي داراي ليفهاي شاخي جسم شاخي اسفنج
/ker´ǝ tōs´/adj.
● شاخی، شاخینهای، شاخسان
● (در برخی اسفنجها و بیمهرگان: دارای مواد شاخی در اسکلت) شاخینهدار
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن