key switch معنی فارسی سوئيچ کليد واژههای دیگر با معنی «سوئيچ کليد» debounce جلوگيري از محسوس بسته شدن هاي نادرست يا، جعلي يک کليد يا سوئيچ timer switch کليد زماني، سوئيچ تايمر، کليد برنامه ريزي شده igniter switch کليد راه اندازي، سوئيچ احتراق، کليد احتراق disconnection switch کليد قطع کننده، سوئيچ قطع کننده