دیکشنری فارسی

keystroke

UKkiːstrouk

معنی فارسی

ضربه کليد

معنی کامل و مثال‌ها

/kē´strōk´/n.

● (مثلا در صفحه کلید کامپیوتر یا پیانو) فشار بر کلید یا دکمه، فشارش، ضربه زدن به کلید

تعریف انگلیسی

noun
  1. the stroke of a key; one depression of a key on a keyboard “the number of keystrokes was used as a measure of work”

واژه‌های دیگر با معنی «ضربه کليد»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن