kibed معنی فارسی سرمازده ، داراي شکاف درپاشنه پا ازسرماخوردگي واژههای دیگر با معنی «سرمازده» frost-bitten سرمازده trench foot (طب) پاي سرمازده . frosted پوشيده ازشبنم يخ زده، يخ زده، سرمازده