kilim معنی فارسی گليم معنی کامل و مثالها /ki lēm´/n.● (از فارسی) گلیم (kilim rug هم میگویند) واژههای دیگر با معنی «گليم» drugget گليم پشمي، پارچه پشمي زمخت flokati گليم يوناني blanket پتو، جل، گليم maud يکجور پارچه پيچازي که شبانان اسکاتلندي، ميپوشند، يکجور گليم سفري