kimchi
US'kımtʃı
معنی فارسی
کيمچي
معنی کامل و مثالها
/kim´chē/n.
● (خوراکپزی کرهای) کیمچی (کلم برگ ترشی انداخته و فلفل و سیر و غیره)
کيمچي
/kim´chē/n.
● (خوراکپزی کرهای) کیمچی (کلم برگ ترشی انداخته و فلفل و سیر و غیره)
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن