kinesodic معنی فارسی جنبش بر واژههای دیگر با معنی «جنبش بر» pique بر خوردن، خشمگين شدن، انگيختن impassionate بر انگيخته، شوريده، تحريک شده counterrevolution قيام بر ضد انقلاب، انقلاب متقابل.، جنبش براي سرکوبي انقلاب